هنوز در سفرم ....از نگاه تو تادل!
هر آنچه بر دل بنشیند!..........با یاد یک دوست
آن شراب طهور را که شنیده ای بهشتیان را می خورانند میکده اش کربلاست ! آن شراب طهور را که شنیده ای ساقی اش حسین است حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین! و یادت باشد الماس اگر چه از همه ی گوهر ها شفا ف تر است سخت تر نیز هست ماندن ...در صف عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق ممکن است ساحل را دیده ای که در آیینه ی آب وارونه انعکاس یافته است ؟ راز آنکه دهر به مراد سفلگان می چرخد اینست که دنیا وارونه ی آخرت است ... بخشی از کتاب فتح خون شهید آوینی در انتخاب خطر استخاره ممنوع است کلام هیچ که حتی اشاره ممنوع است نوشته اند به طومار جاده با خون برای مرد عبور از کناره ممنوع است مپیچ دور بدنهای کشتگان مهتاب ! کفن برای تن پاره پاره ممنوع است غرور داد به لبهای تشنه لب هشدار به سمت آب گوارا نظاره ممنوع است تمام ماحصل نهضت حسین این است که نام مرد به هرسنگواره ممنوع است نبینم ای غزل سرخ بی طرف باشی صریح باش دگر استعاره ممنو ع است شهادت آمد و هفتاد و دو نفر گفتند در انتخاب خطر استخاره ممنوع است شاعر :سید جلال موسوی نرسیده ست به هم ... آیا هست ؟ - دست ، آری ، ز دل و دیده گرامی تر : دست ! زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ، بی گمان دست گرانقدرتر است . * هر چه حاصل كنی از دنیا ، دستاورد است ! هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمین ، دست دارد همه را زیر نگین ! سلطنت را كه شنیده ست چنین ؟! * شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست ! خوشترین مایه دلبستگی من با اوست . * در فروبسته ترین دشواری ، در گرانبارترین نومیدی ، بارها بر سرخود ، بانگ زدم : - هیچت ار نیست مخور خون جگر ، دست كه هست ! * بیستون را یاد آر ، دست هایت را بسپار به كار ، كوه را چون پَر كاه از سر راهت بردار ! * وه چه نیروی شگفت انگیزی است ، دست هایی كه به هم پیوسته است ! به یقین ، هر كه به هر جای ، در آید از پای دست هایش بسته است ! * دست در دست كسی ، یعنی : پیوند دو جان ! دست در دست كسی یعنی : پیمان دو عشق ! دست در دست كسی داری اگر ، دانی ، دست ، چه سخن ها كه بیان می كند از دوست به دوست ؛ لحظه ای چند كه از دست طبیب ، گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد ؛ نوشداروی شفا بخش تر از داروی اوست ! * چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست ، پرچم شادی و شوق است كه افراشته ای ! لشكر غم خورد از پرچم دست تو شكست ! * دست ، گنجینه مهر و هنر است : خواه بر پرده ساز ، خواه در گردن دوست ، خواه بر چهره نقش ، خواه بر دنده چرخ ، خواه بر دسته داس ، خواه در یاری نابینایی ، خواه در ساختن فردایی ! * آنچه آتش به دلم می زند ، اینك ، هر دم سرنوشت بشرست ، داده با تلخی غم های دگر دست به هم ! بار این درد و دریغ است كه ما تیرهامان به هدف نیك رسیده است ، ولی دست هامان ، نرسیده است به هم ! یادگار استاد فریدون مشیری پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است پشت سر هر آنچه که دوستش می داری و تو .... اگر کسی را دوست داری بهتر است کمتر به آسمان نگاه کنی ! چون آنوقت خداوند را می بینی و او ... آنقدر بزرگ است که همه چیز در برابرش کوچک جلوه می کند ...! اگر عشقت ساده و زمینی ست خداوند چندان کاری با کارت ندارد می گذارد عاشقی کنی و شادمان باشی اما اگر در عشقت ثابت قدم هستی خداوند بر تو سخت می گیرد!! زیرا او چنین عشقهایی را دوست دارد و دوست دارد که در نهایت آنها را به نام خودش تمام کند ! راستی چه باشکوه و شور انگیز است که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است !!! عرفان نظر آهاری به بهانه ی ولادت آیینه دار هشتم
اگر یک صندلی در کوپه ی آخر نگه داری قطاری را فقط یک ساعت دیگر نگه داری اگر یک ساعت دیگر کنار کوپه ی آخر نگاه مهربانت را به سمت در نگه داری اگر وقتی کبوتر ها به گنبد بال می سایند برای بال پرواز م فقط یک پر نگه داری اگر نام مرا در بین مشتاقان دیدارت به عنوان کنیز حضرت مادر نگه داری دوباره می رسم پای پیاده می رسم باشد مرا وقت شفاعت در صف محشر نگه داری شعر از .. نغمه مستشار نظامی کویر برای حضورت نورانی می شود کوچه پس کوچه های قم نیز.... و سروهای آزاد به احترامت قیام می کنند معصومه ...تفسیر معصومیت است طلوع کرده از مدینه معصومه ...اقامه ی قربت است در روزگار غربت نگاه ها معصومه ..ترجمان بلند عاشوراست و قصه ی زینب معصومه ..نگین ایران است که در شهر اقامه درخشیده او قصه ی بلند مدینه است تا ......مشهد ! معصومه سر سلسله ی تنهایی ست .. روز ملی دختران بر تمامی لیلی های زمین مبارک وقتی راه رفتن آموختی دویدن بیاموز و وقتی دویدن آموختی پرواز را راه رفتن بیاموز چون راههایی که می روی جزیی از تو می شود و مسیرهایی که می پیمایی به مساحت تو اضافه می کند دویدن بیاموز چون هر چقدر زود باشی دیر است ! و پرواز را چون فقط به این طریق می توانی فاصله ی زمین تا آسمان را طی کنی باد ها ..چیزی از رفتن به من نگفتند زیرا آنقدر رفته بودند که معنای رفتن از یادشان رفته بود پلنگان از دویدن چیزی نمی دانستند از بس دویده بودند و پرندگان نیز از فرط پرواز مفهوم پرواز را از یاد برده بودند اما سنگی که درد سکون را چشیده بود از رفتن می گفت کرم خاکی که در حسرت دویدن بود دویدن را خوب می دانست و درختی که پاهایش در گل بود مفهوم پرواز را می شناخت آنها از درد به حسرت و از حسرت به معرفت رسیده بودند وقتی راه رفتن آموختی دویدن بیاموز و وقتی دویدن آموختی پرواز را زیرا روزی باید از خودت تا خدا بروی ....بدوی ....پرواز کنی ! عرفان نظر آهاری
بی شک بخش عظیمی از موفقیتم در کار اجرا رو به متن های این استاد و این دوست خوب مدیونم ! و حق تعالی به موسی (ع)می فرماید : ای موسی ...روزه ی رمضان را واجب کردم و هر که نزد من آید و در صحیفه ی اعمال او ده رمضان باشد از محسنان است ... اگر بیست رمضان باشد از ابرار است و اگر سی رمضان باشد رتبه ی او از شهدا برتر است چون رمضان آید جمله ی عرش را امر کنم که از عبادت بیاستند و گوش به دعای روزه داران دهند که هر زمان دعا کنند آمین گویند و من ....قسم خورده ام که دعای ایشان رد نکنم ! حدیث قدسی از کلام سید الساجدین با احترام برای امام عصر...عج.... گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی گاهی اگر درچاه مانند پدر .....آه اندوه مادر را حکایت کرده باشی گاهی اگر زیردرختان مدینه بعد از زیارت استراحت کرده باشی در سالهای سال دوری و صبوری چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی حتی اگر بی آنکه مشتاقان بیایند گاهی نمازی را امامت کرده باشی یا در لباس ناشناسی در شب قدر نان و پنیر وعشق قسمت کرده باشی پس بوده ای و هستی و می آیی از راه تا حق دلها را رعایت کرده باشی پس مردمکهای نگاه ما عقیمند تو حاضری...بی آنکه غیبت کرده باشی نغمه مستشارنظامی آرام بخوان ...بگذار روحت همه را دریابد !
اول از همه برایت آرزو می کنم که عاشق شوی و اگر اینگونه نیست تنهایی ات کوتاه باشد و پس از تنهایی ات نفرت از کسی نیابی که چرا تنها مانده ای ! برایت آرزو می کنم که دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد وناپایدار ! برخی نادوست و برخی دوستدار برایت آرزو می کنم که دشمن نیز داشته باشی نه کم نه زیاد ....درست به اندازه تا گاهی اعتقاداتت را مورد انتقاد قرار دهد که دست کم یکی از آن انتقاد ها درست باشد تا به خودت مغرور نشوی برایت آرزو می کنم که بتوانی ببخشی نه کسانی راکه در حق تو اشتباهات کوچک می کنند که این کار ساده ایست بلکه آنها را که در حقت اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند ... خوب است که بتوانی ببخشی امیدوارم سگی را نوازش کنی و به آواز سهره ای گوش فرا دهی چرا که به این طریق احساس زیبایی خواهی داشت امیدوارم دانه ای هم بر خاک بیافشانی تا بروید و تو مراقبش باشی و ببینی که چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد .. اگر همه ی اینها را که گفتم داشتی دیگر آرزویی برایت ندارم ..! ویکتور هوگوی بزرگ 

از دل و دیده ، گرامی تر هم 
![]()




| Design By : Night Skin |


